با حوصله بخوان، مثالها را تحلیل کن و تمرینها را انجام بده؛ هدف حفظ کردن تعریفها نیست
Connected Route خودکار ساخته میشود
Connected Route زمانی به صورت خودکار ساخته میشود که روی یک Interface فعال، IP Address و Prefix معتبر وجود داشته باشد؛ این Route به RouterOS میگوید شبکهای که مستقیماً به روتر متصل است بدون Gateway واسط قابل دسترسی است؛ برای مثال اگر روی Bridge شبکه ۱۹۲.۱۶۸.۲۰.۱/۲۴ قرار داشته باشد، RouterOS مسیر همان Subnet را به شکل Connected در Route Table نشان میدهد؛ اگر Interface پایین باشد یا Address غیرفعال شود، وضعیت Route نیز تغییر میکند؛ در عیبیابی باید این ارتباط را در ذهن داشته باشی: نبودن Connected Route معمولاً نشانه این است که Address یا Interface آنطور که انتظار داری فعال نیست؛ همچنین اگر یک IP روی Interface اشتباه تعریف شده باشد، Connected Route هم به همان مسیر منطقی وابسته میشود و ممکن است ترافیک را به جای نادرست ببرد. Connected Route را دستی نمیسازیم؛ نتیجه مستقیم آدرسدهی است؛ بنابراین وقتی Client به Gateway دسترسی ندارد یا روتر Subnet محلی را نمیشناسد، اول IP Address، Prefix و Interface را بررسی کن و بعد سراغ Static Route برو. Route Table باید بازتاب واقعی توپولوژی شبکه باشد
Static Route مقصد و Gateway دارد
Static Route برای مقصدی استفاده میشود که روتر به صورت مستقیم به آن متصل نیست و باید Packet را از Gateway یا Interface مشخصی به سمت آن بفرستد؛ هر Route حداقل یک Destination Prefix دارد و معمولاً Gateway مشخص میکند قدم بعدی کجاست؛ اگر مقصد یک شبکه داخلی پشت روتر دیگری باشد، نوشتن Route دقیق همان Subnet بهتر از استفاده بیدلیل از Default Route است. Gateway باید از دید RouterOS قابل دسترسی باشد؛ اگر مسیر رسیدن به Gateway وجود نداشته باشد، Route نمیتواند Active شود؛ در RouterOS ۷ جزئیات Route Table، Immediate Gateway و وضعیت Active اطلاعات مهمی برای عیبیابی هستند؛ هنگام ایجاد Static Route فقط Ping مقصد نهایی را تست نکن؛ ابتدا Gateway را بررسی کن، سپس Route را ببین و بعد مقصد دورتر را آزمایش کن؛ اگر دو Route برای یک مقصد وجود دارد، Prefix دقیقتر و سپس معیارهای انتخاب Route اهمیت پیدا میکنند. Comment و نامگذاری مناسب نیز در محیط واقعی ضروری است تا مشخص باشد Route برای کدام سایت، VPN یا سرویس ساخته شده. Route بدون مستندات بعد از چند ماه میتواند تبدیل به یک تنظیم مبهم و پرریسک شود
Distance اولویت Route را تعیین میکند
Distance در RouterOS یکی از معیارهای انتخاب بین Routeهایی است که به یک مقصد یکسان یا قابل مقایسه اشاره میکنند؛ هرچه Distance کمتر باشد، Route از نظر اولویت ترجیح بالاتری دارد؛ البته قبل از آن باید Route معتبر و قابل استفاده باشد و قواعد انتخاب مسیر مانند Prefix Length نیز رعایت شوند؛ در سناریوی دو اینترنت، معمولاً Route اصلی Distance پایینتر و Route پشتیبان Distance بالاتر دارد تا فقط در شرایط لازم استفاده شود؛ اشتباه رایج این است که دو Default Route با Distance یکسان بدون درک ECMP ایجاد شوند و بعد انتظار داشته باشیم یکی فقط Backup باشد؛ در عیبیابی Route Table را با ستونهای Distance، Active و Gateway بررسی کن و فقط به ترتیب ظاهری لیست اعتماد نکن. Routeهای Dynamic حاصل DHCP یا VPN نیز ممکن است Distance خودشان را وارد کنند و با Static Routeها رقابت داشته باشند؛ پیش از تغییر Distance مشخص کن هدف Load Balancing است یا Failover، چون این دو طراحی یکسانی ندارند؛ مقدار Distance باید بخشی از Plan مسیریابی باشد و تغییر آن میتواند مسیر خروجی تمام کاربران را عوض کند
Check Gateway برای Failover ساده مفید است
Check Gateway میتواند در بعضی طراحیهای ساده Failover کمک کند تا RouterOS وضعیت دسترسی به Gateway را بررسی کند و اگر مسیر اصلی دیگر قابل استفاده نبود، Route پشتیبان فعال شود؛ اما باید دقیق بدانی چه چیزی را اندازه میگیری؛ اگر فقط Gateway نزدیک ISP پاسخ بدهد ولی اینترنت بعد از آن قطع باشد، بررسی Gateway ممکن است همچنان مسیر را سالم فرض کند؛ برای Failover دقیقتر معمولاً باید طراحی رسیدن به یک مقصد قابل اتکا و در برخی سناریوها Recursive Routing را بررسی کرد؛ بنابراین Check Gateway یک ابزار مفید است، نه تضمین کامل سلامت اینترنت؛ در محیط واقعی قبل از پیادهسازی Failover، سناریوهای خرابی را مشخص کن: قطع کابل، خاموش شدن مودم، قطع مسیر ISP و از دست رفتن DNS هرکدام رفتار متفاوتی دارند؛ سپس Route Table را هنگام خرابی مشاهده کن تا ببینی کدام Route Active یا Inactive شده است؛ تست Failover باید واقعی و کنترلشده باشد؛ فقط ساختن دو Route کافی نیست؛ همچنین برگشت خودکار به لینک اصلی را بعد از بازیابی بررسی کن تا Sessionها و کاربران با رفتار غیرمنتظره روبهرو نشوند
RouterOS ۷ Routing Tableهای جدا را پشتیبانی میکند
RouterOS ۷ از چند Routing Table جدا پشتیبانی میکند و این قابلیت پایه سناریوهایی مانند Policy Routing است؛ معنی آن این است که تصمیم مسیریابی لزوماً همیشه فقط از جدول main گرفته نمیشود و میتوان Traffic مشخصی را بر اساس Policy به جدول دیگری هدایت کرد؛ این قابلیت برای چند WAN یا مسیرهای ویژه مفید است، اما عیبیابی را هم پیچیدهتر میکند؛ چون ممکن است Route صحیح در main وجود داشته باشد ولی Packet مورد نظر با Rule دیگری به جدول متفاوت برود؛ قبل از ساخت Table اضافی باید سناریو واقعاً نیاز داشته باشد و نام جدولها واضح باشد؛ در بررسی مشکل، علاوه بر Routeها باید Routing Rule یا Mangle و Markهای مرتبط را هم در نظر بگیری؛ اگر پشتیبان فقط main table را نگاه کند ممکن است تصور کند RouterOS تصمیم اشتباه گرفته، در حالی که Policy عمداً مسیر دیگری را انتخاب کرده است؛ در محیطهای ساده بهتر است طراحی را تا حد ممکن ساده نگه داری و فقط وقتی نیاز واقعی وجود دارد چند Table بسازی؛ پیچیدگی بیشتر باید با مستندسازی دقیقتر همراه باشد
فرض کن در Router MikroTik مشکلی گزارش شده و احتمال میدهی به Route و Distance مربوط باشد. قبل از تغییر، وضعیت فعلی را با WinBox، Ping، Traceroute، Torch و Log بررسی میکنی و نتیجه را با یک حالت سالم یا مستند معتبر مقایسه میکنی. اگر شواهد فرضیه را تأیید کردند، فقط همان بخش مرتبط را تغییر میدهی و بعد همان تست را دوباره اجرا میکنی تا مطمئن شوی مشکل واقعاً برطرف شده است
این اشتباهها را تکرار نکن
- Route اشتباه میتواند Blackhole یا مسیر نامتقارن بسازد
- Failover هنگام خرابی مسیر اصلی، ترافیک را به مسیر جایگزین میبرد؛ فقط Ping Gateway نزدیک کافی نیست؛ Health Check باید خرابی واقعی مسیر را تشخیص دهد
- تغییر دادن تنظیمات مرتبط با Route و Distance قبل از اینکه مطمئن شوی مشکل واقعاً به همین بخش مربوط است
حالا خودت انجام بده
- در یک نمونه آزمایشی مرتبط با Route و Distance، فقط وضعیت فعلی را مشاهده کن و سه نکتهای را که برای تشخیص حالت سالم مهماند یادداشت کن
- با WinBox، Ping، Traceroute، Torch و Log وضعیت مرتبط با Route و Distance را بدون تغییر بررسی کن، سه داده واقعی جمع کن و توضیح بده هرکدام چه چیزی به تو میگویند
- یک خطای فرضی مرتبط با Route و Distance بنویس و مشخص کن اولین تست کمخطر تو چیست و چه نتیجهای فرضیهات را رد میکند
نکتههایی که باید با خودت ببری
- Connected Route خودکار ساخته میشود
- Static Route مقصد و Gateway دارد
- Distance اولویت Route را تعیین میکند
- Check Gateway برای Failover ساده مفید است
- RouterOS ۷ Routing Tableهای جدا را پشتیبانی میکند
- قبل از تغییر گسترده در MikroTik، Export و Backup بگیر و برای کار Remote از Safe Mode استفاده کن
قبل از رفتن به درس بعد، جواب را برای خودت توضیح بده
این نکته را با یک مثال توضیح بده: Connected Route خودکار ساخته میشود. بعد بگو در عمل چطور آن را بررسی میکنی.
وقتی روی Interface روتر IP یک Subnet تنظیم میشود Route متصل آن شبکه معمولاً خودکار ایجاد میشود؛ اگر Interface از دسترس خارج باشد Route هم ممکن است فعال نباشد
این نکته را با یک مثال توضیح بده: Static Route مقصد و Gateway دارد. بعد بگو در عمل چطور آن را بررسی میکنی.
Default Gateway معمولاً روتر یا فایروال محلی است که Client ترافیک مقصدهای خارج از Subnet را به آن میفرستد. ابتدا خود Gateway را Ping کن تا ارتباط داخل شبکه محلی را از مشکل اینترنت جدا کنی
این نکته را با یک مثال توضیح بده: Distance اولویت Route را تعیین میکند. بعد بگو در عمل چطور آن را بررسی میکنی.
Distance در MikroTik اولویت Routeهای مختلف به یک مقصد مشابه را مشخص میکند؛ عدد کمتر معمولاً ترجیح داده میشود ولی ابتدا Longest Prefix Match انجام میشود
برای ذخیره پیشرفت، دوره را رسمی شروع کن
با ثبتنام، تکمیل درسها و نمره آزمون روی حساب ذخیره میشود